![]() |
![]() |
|
| SCREAM FOR ME- |
|
In this hole در این گودال
That is me اون منم The dead are rolling over مرگ روی آن در حال غلتیدن است ( بالای گودال رو که نگاه می کنیم مرگ خودم رو می بینم) In this hole در این گودال Thickening کلف می شود ( مرگ داره نزدیک تر می شه) Dirt shoveled over shoulders کثافت به بالای شانه ها هل داده شده ( در این شرایط گناهان وجودم رو حس می کنم) I feel it in me اونو تو وجودم حس کردم ( احساس گناه کار بودن) So overwhelmed سراسر وجودمو پوشونده ( اون حسی رو که داشتم در تمام وجودم احساسش می کنم) Oh this pressured center rising آه...این فشار مرکزی ( گناه) بالا می رود ( حس و فشار گناه رو آلان حس می کنم) My life over turned زندگیم دچار پیچ خوردگی شده Unfair the despair نا امیدی غیر منصفانه ( از اینکه از رو بی عدالتی مجبورم نا امید باشم حس بدی دارم) All these scars keep ripping open تمام این ضخم ها شکاف های موجود رو باز نگه داشته Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن) Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن) Does it make you happy now? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟) Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن) Tear me from myself ازم دورش کن Are you feeling happy now حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟ In this hole در این گودال That is me اون منم A life that's growing feeble زندگی که به شکلی ضعیف داره ادامه حیات می ده ( اون منم که در این زندگی گودال مانند گیر افتادم) In this hole در این گودال So limiting محدود می شود ( وسعت زندگی ) The sun has set all darkness خورشید تمام تاریکی های موجود رو کنار گذاشته Buried underneath در زیر دفن شده ( و حالا تاریکی ها جایی جز این گودال رو برای موندن ندارند) Hands slip off the wheel دست ها دیگر نمی لغزند ( به خاطره تاریکی توانایی دنبال نور خورشید گشتن وجود نداره) Internal pathway to contention راهی درونی برای نزاع و مشاجره ( این راهیه که به خاطرش با تو بگو مگو می کنم و اعتراض می کنم) Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن) Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن) Does it make you happy now? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟) Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن) Tear me from myself ازم دورش کن Are you feeling happy now? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟ Are you HAPPY خوشحالی؟؟؟ Are you HAPPY خوشحالی؟؟؟ Are you feeling happy? احساس خوشحالی می کنی؟ In this hole در این گودال That is me اون منم Left with a heart exhausted رهسپار شدن همراه با یه قلب خسته Whats my release? آزادیه من چیه؟ What sets me free? چی منو از این گودال آزاد می کنه؟ Do you pull me up just to push me down again? منو می کشی بالا و بلافاصله منو به پایین هل می دی دوباره؟ Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن) Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن) Does it make you happy now? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟) Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن) Tear me from myself ازم دورش کن Are you feeling happy? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟ Peel me from the skin منو از دست این کالبدی که دارم نجات بده ( حسی که تمام وجودمو گرفته رو ازم دور کن) (peel me from the skin) Tear me from the rind این کالبد رو برام پاره کن ( این حس نا امیدیه اجباری و پوچی رو ازم دور کن) Does it make you happy now? Tear meat from the bone گوشت رو از این استخوان پاره کن ( حسی که به مرکز وجودیم سرایت کرده رو ازم دور کن) (Tear meat from the bone) Tear me from myself ازم دورش کن Are you feeling happy? حالا چی، بازم احساس خوشحالی می کنی؟ Does it make you happy? آیا آلان اون تو رو خوشحال می کنه؟ ( از اینکه در این گودال زندگی گیر افتادم و حس یه گناه کار رو دارم خوشحالی؟) Are you feeling happy? Are you fucking happy? Now that I'm lost left with nothing و حالا من بازنده ی این راهم ( آزادی)، به خاطر هیچ چیز Does it make you happy? Are you feeling happy? Are you fucking happy? Now that I'm lost left with nothing? و حالا من بازنده ی این راهم ( آزادی)، به خاطر هیچ چیز |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 1387/02/22ساعت 22:19 توسط MF |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
_HEAD BANG
|
| نوشته های پیشین |
|
تیر 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
PanterA Murdered-floweR Jason Newsted SLAYER |
|
RSS
|