تبليغاتX
METAL ,GOD OF MUSIC
SCREAM FOR ME-

Hey Mr. Jack

هی ، آقای جک

Is that the mouthwash in your eyes

آن چه در چشمان شماست دهان شویه است

 

Hey Mr. Jack

Is that the cause of your surprise

همین باعث تعجب شما شده

Hey where you at

هی ، کجا هستی

On the side of the freeway in the car

در ماشینت کنار بزرگراه

Hey where you at

هی ، کجا هستی

On the side of the freeway in the car

در ماشینت کنار بزرگراه

In the car

در ماشين

On the side of the freeway in the car

در ماشینت کنار بزرگراه

 

Hey Mr. Jack

هی ، آقای جک

Is that the trick of your disguise

حقه تغییر قیافه شما همین است

Hey Mr. Jack

هی ، آقای جک

Is that the cause of your demise

دلیل مرگ شما همین است

Hey where you at

هی ، کجا هستی

On the side of the freeway in the car

در ماشینت کنار بزرگراه

 

 

Seven a.m. morning, came to take us away

ساعت هفت صبح آمده بودی ما را ببری

Little men, big guns, pointed at our heads

مردان کوچک ، اسلحه های بزرگ ، سرهای ما را نشانه رفته اند

Seven a.m. morning, came to take us away

ساعت هفت صبح آمده بودی ما را ببری

Little men, big guns, pointed at our heads

مردان کوچک ، اسلحه های بزرگ ، سرهای ما را نشانه رفته اند

 

Your prospect of living gone

انتظار تو از زندگی تمام شدنی است

You ran the light at dawn

نور را در سپیده دم به جریان انداختی

Protectors on your back

محافظین پشتت هستند

Lights are on their track

چراغ ها در مسیرشان قرار دارند

You must now face authority

اینک باید با قدرت روبرو شوی

You're nothing like me

چیزی مثل من نیستی

Put you hands up, get out of the car

دستهایت را بالا ببر ، از ماشین پیاده شو

Fuck you pig

----- ای خوک

Put you hands up, get out of the car

دستهایت را بالا ببر ، از ماشین پیاده شو

 

 

 

دانلود آهنگ در ادامه مطلب


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 1387/04/18ساعت 14:50  توسط MF | 
بعد از تقریبا" یک ماه دوباره برگشتم با یه ترجمه ی توپ از مادوین...

Cold seems crippling lame meander through corridors aroma's thick
سرما انگاری داره کم کم ریشه های یه گل خوشبو رو می خشکونه
with age mark off the day reflections of my life are fading
سن داره روزهای عمرم رو می شماره و از اینکه داره به آخرش می رسه خوشحاله....تمام روزهای خوب زندگیم کم کم دارن از یادم محو می شن.

Pull me out of body don't want it don't want in
من از این حصار بدن نجات بده...دیگه نمی خوامش...نمی خوام اسیرش باشم
Feeble frail and rotting descending I'm lost in
من یه سست عنصر بی ارادم و دارم درون سیاهی درونم کم کم می پوسم و نابود می شم
A structure that's collapsing don't want it cast into
من مثل یه ساختمون که در حال فرو ریختنه می مونم که نباید واسش خرج کنی
(من دیگه دارم می میرم...واسه من دل نسوزون)
Maker take the body don't want it wants me
خدایا منو از این بدن نجات بده...من نمی خوامش..ولی اون منو می خواد
(خدایا منو از این دنیا و وسوسه هاش که دست از سرم بر نمی دارن نجات بده....خلاصم کن)

Past has found its place salvation is no more will god accept my
گذشته جاش رو پیدا کرده, نجات و رستگاریی وجود نداره,آیا خدایا تقاضای آشتی منو
peace bleached will pardon me reflections of my life are fading
با خودش قبول می کنه؟,ولی مطمئنم مرگ منو می بخشه....تمام اثراتم,تمام کارهایی که تو دنیا انجام دادم داره محو می شه
(کم کم دارم فراموش می شم)
I just want to run fly kites wrestle jump and play
من فقط می خوام با بادبادک تو آسمون پرواز کنم و بازی کنم
Swim through waves that crash to shore
میون موج هایی شنا کنم که با عشق و علاقه به سمت ساحل می آن...به ساحل می خورن تا بشکنن و بمیرن
(به دنبال وسوسه هایی می رم که از قبل معلومند که آخرش چه عاقبتی واسم دارن)
memories in me cocooned in misery
خاطراتی که در پستی و بدبختی پیله بسته
(یاد خدا مثل کرم ابریشم درون روح کثیفم پیله کرده...به امید اینکه بمیرم تا بتونه خودش رو از این پیله ی کثیف نجات بده)

I'm sick and tired of embracing reflections of past time receive me
دیوونه شدم...دیگه خسته شدم از بس که تاوان کارهای اشتباهات گذشتم رو دادم
or cast me away
تاوان کارهایی که خیلی سنگین تر از گناهی بوده که انجام دادم
...god please take me away
خدایا لطفا منو بیار پیش خودت....


resistance futile suicidal ideas I will crucify my own
مقاومت بیهوده,فکر خودکشی,من بودنمم رو به دار خواهم اویخت
being satisfy selfish needs f**k the deities
واسه خوشحال بودن تو دنیا و لذت بردن از زندگی باید اول خدا رو از زندگیت بیرون کنی.
(اگه می بینید دارم جون می کنم به خاطر اینه که برخلاف مردم تنونستم از خدا رو از یاد ببرم و خدا رو فراموش کنم)
justify my own right to what's waiting for me
بعدش خیلی هم از حقت خودت دفاع می کنی واسه کاری که کردی و واسه چیزی که در انتظارته.

On the other side the time has come lock and load
در طرف دیگه ...وقتش شده...قفل شد و آماده
(تو اون دنیا دیگه وقت رفتنم شده....الان دیگه زمان برای من تموم می شه)
I'm coming I'm coming I'm coming I'm coming home
دارم برمیگردم....دارم می ام...دارم بر می گردم خونه
(بالاخره وقت رفتن من شد...بالاخره مرگ به سراغ من اومد)

The darkness overcomes soul soars to the other plain
تباهی و تاریکی بر پرواز کردن روح ها تا خدا غلبه کرد
(گناه های من اینقدر زیاد شد که نذاشت روحم به سمت خدا پرواز کنه)
Existence past the door I sail through purgatory's bay
زندگی من هم تموم شد,حالا من با چه ناز و عشوه ایی دارم به سمت عالم برزخ می رم
(دنیا واسه من تموم شد دیگه عذاب نمی کشم....حالا خوشحالم که به جایی که متعلق به همونجام برمی گردم....یعنی بهشت...شایدم جهنم)

I asked a god for poison cradle me sown to my dreams souls searching
من از یه خدا خواهش کردم که بهم زهری بده که منو برگردونه به گهواره ی اصلیم,منو مثل یه تخم بکاره تو رویاهام...
(منو بکاره تو رویاهام تا دوباره تو رویاهای زیبام به دنیا بیام....رویاهایی که عاری از وسوسه ها و گناه های دنیاییه...رویایی که فقط توش منم و خدام)
death blossoms where clouds lie over me held in god's hands death blooming
تمام روح ها در جایی که ابرها نمی ذارن من سفرم رو تا آخر برم,دنبال شکوفه های مرگ می گردن...اما مرگ در دستان خدا شکوفه می کنه.

((همه روح ها به دنبال شکوفه های مرگ هستن تا اون ها رو از این دنیای شکنجه گاه نجات بده...ولی شکوفه های مرگ فقط در دستان خداست...یعنی مرگ فقط به اختیار خداست.))
(من از خدا خواسته بودم که منو پیش خودش بیاره....منو برگردونه جایی که از همون جا اومدم....و خدا هم به من شکوفه های مرگ رو داد
تا این شکوفه ها رشد کنن و گل بدن..من یک عمر عذاب کشیدم.اما حالا این شکوفه ها گل داده و من دارم به جایی می رم که از اونجا اومدم)

Dark for fear of failure an inner gloom as wide as an eye and fermenting
سیاهی برای ترس از شکست...یه بدبختی روحی به بی نهایتی وسعت یک چشم و به وسعت اضطراب و ترس از آینده
roiling hate death grip in my veins unveiling rancid petals
هر لحظه نفرت من از همه چیز رو داره بیشتر می کنه...مرگ به تک تک رگ هام چنگ می زنه...مرگ کم کم داره پرده رو از روی درون فاسدم برمی داره
flowering forth foul nectar the space between a blink and a tear
گناهان در حال شکوفه دادن من...در جایی بین یه چشمک و یه قطره اشک....دارن شهد شیرینی رو از خودشون منتشر می کنن.
(تمام گناه هایی که من کردم و تمام وسوسه هایی که شیطان با اون منو به گناه کشوند...الان دوباره به یه شکل جذاب دراومدن و دارن افراد دیگه رو به گناه می کشن...مثل من)
...death blooms.
شکوفه های مرگ....

این ترجمه مال دوستم امیر هست. که خود من هم یه چیزایی بهش اضافه کردم تا منظور شعر واضح تر بشه

+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/04/02ساعت 14:48  توسط MF |